گفتار - عاشقانه

می دونم که "وای چقدر کار دارم" شده ورد زبون ما آدما. می دونم تعهد کاری و ساختن آینده و شرایط مهیا نیست و هزار تا جمله رنگارنگ دیگه که شده دستاویز ما برای توجیه کم توجهی به عزیزانمون.
می دونم که قراره میون این همه دل مشغولی، اصل کاری یعنی دوست داشتن یادمون نره. می دونم بهترین انتخاب برای ما توی این شرایط باید کاری باشه که نه به کارمون آسیب برسونه و نه به صمیمیت هامون. اما از یک طرف هم می دونم نباید محبت خودمون رو محول کنیم به بعد از وقت اداری! وقتی دیگه کارت تموم شده حالا یه تک پا سری هم به خانواده بزن.
می تونیم گاهی درمیون کار به کسانی که دوسشون داریم لبخند بزنیم. لبخند تو، می تونه فرستادن یه پیام کوتاه باشه، یا یه تماس کوتاه تلفنی و یا... مدت یه لبخند، کوتاهه اما با همه کوتاه بودنش مفهوم بزرگی رو به ما می رسونه. این که تو رو میون این همه آدم و این همه شلوغی دیدم! شاید این پیام های کوچیک به اندازه کافی نتونه عشق ما رو به عزیزانمون نشون بده اما همه اینها می تونه این باشه که به بقیه بگه، من مراقب دوست داشتنمون هستم! وقتی می بینی یه کار کوچیک که چند لحظه بیشتر طول نمی کشه برای این بوده که بهت بگه همه لحظه ها به یادت هستم کلی دلت از گرمای دوست داشتن جون می گیره.

مجله موفقیت شماره 207

 
داستان - زندگینامه

یک روز آقای فرانتس کافکا هنگام قدم زدن در پارک مشاهده کرد دختر بچه ای در حال گریه کردن است.به دختر نزدیک شد وعلت گریه کردن او را پرسید.دختر گفت: عروسکم گم شده. کافکا بی درنگ با حالتی کلافه به دختر گفت: “امان از دست این حواس پرت! به تو نگفته بود؟ او گم نشده.به مسافرت رفته!”
گریه دختر قطع شد و رو به کافکا گفت:”شما از کجا می دانید؟”
کافکا جواب داد: برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه.الان همراهم نیست اما اگر فردا همین موقع به پارک بیایی نامه رو برات میارم.
کافکا به خانه رفت وشروع به نوشتن نامه کرد. این نامه نگاری به مدت سه هفته ادامه داشت و او در این مدت چنان دقت وتوجهی برای نامه ها به خرج می داد که دخترک واقعا باور کرده بود که این نامه ها از سوی عروسکش نوشته شده!
کافکا در نامه هایش از سفر های عروسک به کشور های مختلف می نوشت و آنها را با موضوع ازدواج عروسک به پایان رساند.
دخترک یک بار از کافکا پرسید: چرا عروسکم نامه ها را برای شما ارسال کرده و آنها را به خودم نداده است؟
کافکا بی درنگ جواب داد:“زیرا من نامه رسان عروسک ها هستم!”
مدتی بعد فرانتس کافکا نامه هایش را در کتابی با عنوان “عروسک مسافر” به چاپ رساند.

 
مقالات - روانشناسی

اعتماد به نفس

اعتماد بنفس،اعتماد شخص به خود، دانش و توانایی هایش است و مهمترین توانایی و خصوصیت یک شخص محسوب می شود.هرچند شما دارای دانش و توانایی های زیادی هستید اما اولین گام برای پیشرفت وموفقیت شما اعتماد بنفس است.
مردم به اشخاصی اعتماد و باور دارند که دارای اعتماد بنفس هستند. همیشه کسانی مدیر و رهبر یک مجموعه می شوند که از اعتماد بنفس بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند.
شاید شما جزء آن دسته هستید که اعتماد بنفس کمی دارند و فکر می کنند برای بدست آوردن اعتماد بنفس باید کارهای غیر ممکنی انجام داد!
من قصد دارم ساده ترین دستورالعمل های ممکن را در اختیار شما قرار دهم تا به اعتماد بنفس خارق العاده ای دست پیدا کنید.
فراموش نکنید که موفقیت شما برای بدست آوردن اعتماد بنفس خارق العاده نیازمند عمل کردن شما به این دستورالعمل هاست.

ادامه مطلب...

 
داستان - طنز

پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است. سپس مجددا” دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و گفت: دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام!

 
JoomlaWatch 1.2.12 - Joomla Monitor and Live Stats by Matej Koval